برچسبها: عاشـق نیسـتــم, عاشـق, تـب, love, I
ادامه مطلب
بی تو شا پری شهر ما اسیر میشه
بی تو هر کسی برای ما امیر میشه گه به گه غزل غمین و مثنوی میشه
بی تو قلب ما به دست غم اسیر میشه کهنه میشه ناگهان چه زود لباس نو
بی تو تازگی درون آینه پیر میشه کشت ما و گنج ما نسیب دیگرانه ذره ذره فرش ما حصیر میشه
بی تو خانه خانه نیست خرابه ی خرابه ست زندگی بدون تو برای ما حقیر میشه .
عید فطر چه عید عاشقانه ایست عشق من توی این زمان که نان ما فطیر می شه زورمان به آسمان نمی رسد بگو که چاره چیست؟ چاره نیست!
زمین ناتوان فقیر میشه
دلت را بتکان غصه هایت که ریخت توهم همه رافراموش کن!
دلت را بتکان اشتباه هایت که افتاد روی زمین،بگذارهمان جاباقی بماند فقط ازلابه لای اشتباه هایت یک تجربه بکش بیرون قاب کن وبزن به دیواردلت....
دلت رامحکم ترکه بتکانی تمام کینه هایت هم میرزد تمام ان غم های بزرگ وهمه ی حسرت هاوآرزوهایت........
حالا ارام تر،آرام تربتکان!
تاخاطره هایت نیفتد تلخ یاشیرین،چه تفاوت میکند!
خاطره ،خاطره است بایدباشد باید بماند....
عزیزم خانه تکانی دلت مبارک!!!
وجود زیبایت وارد به دنیا میشود / هدیه سالروزش این آوا میشود
عاشقی چون من بی پروا میشود / در شعر تولد غرق رویا میشود
اینگونه سالی دگر ازعمر تو آغاز میشود
تولدت مبارک
خوش حال ميشم هم لينكم كني هم ادم كني
سال نو هم مبارك
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم
سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ، خیال
از سه چیز خود را نگهدار : افسوس ، فریاد ، نفرین کردن
سه چیز را بکار بگیر : عقل ، همت ، صبر
اما سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم
و سه چیز را هیچوقت فراموش نکن : خدا ، مرگ ، دوست
سپاسگزارم ؛ ارسالی از دوست عزیزم داود ملکی

کارگر خسته و درمانده بود، در راه به صندوق صدقه ای رسید، سکه از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد
ناگهان...!
نگاهش به جمله ای روی صندوق صدقه افتاد!!!
منصرف شد و به راه خود ادامه داد...
.
.
(صدقه عمر را زیاد میکند)
++++++++++++++++++++++++
از کجا بنویسم
که باز دلت نگیرد و از پیشم نروی
از تلخی های دلکم
پیش دوست و غریبه نگویم
بی هیچ سخنی از دلتنگی ها
لبخندی بر لب آورم که خود نیز ندانم این لبخند از غم های دفن شده در صندوقچه دلم است
یا ازبی کسی هایم
لیوانی پر از آب بر می دارم و به جای نوشیدنش
بر روی خودم می ریزم شاید از این حال رخوت بیرون آیم...
سپاسگزارم . ارسالی از دوست خوبم : مهدی - کاشان
برای غم هایت مرهمی سراغ دارم
دستانش پراز معجزه
مهربانیش بی اندازه
بخشش وسعتی ندارد
نزدیک ست...حتی از تو به خودت
.
.
آشناست
او آفریدگار من و توست....
برای غم هایت مرهمی سراغ دارم دستانش پراز معجزه مهربانیش بی اندازه بخشش وسعتی ندارد نزدیک ست...حتی از تو به خودت . . آشناست او آفریدگار من و توست. ...A
سپاسگزارم . ارسالی از دوست خوبم : sajad
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی
ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه
کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و ..
یاد حرف پدرش افتاد :
اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب
زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز
رو برات می خرم
"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:
یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و
پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا ... !!
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و
گفت:
نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام